الملا فتح الله الكاشاني
312
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
خود داشتندى و روزگارى بهول و هراس گذرانيدندى روزى با يكديگر گفتندى آيا زمانى بر مادر آيد كه خود را مطمئن بينيم و بفراغت خاطر بر بساط سلامت و عافيت بنشينيم آيه آمد كه * ( وَعَدَ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا ) * وعده داد خداى آنان را كه گرويدهاند * ( مِنْكُمْ ) * از شما * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردند كار هاى شايسته كه * ( لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ ) * هر آينه البته خليفه گرداند ايشان را اين جواب قسم مضمر است تقريره وعدهم اللَّه و اقسم ليستخلفنهم و يا جواب وعد است كه در تحقق نازل منزلهء قسم است و بر هر تقدير ميفرمايد كه حقتعالى وعده داده و قسم ياد كرده و فرموده كه مؤمنان را خليفه گرداند * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين كفار عرف و عجم و نزد بعضى مراد زمين مكه است * ( كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ ) * هم چنان كه خليفه گردانيده شدهاند و حفص استخلف بفعل معلوم خوانده يعنى هم چنان كه خليفه گردانيد خداى آنان را كه بودند * ( مِنْ قَبْلِهِمْ ) * پيش از ايشان يعنى بنى اسرائيل كه در زمين مصر و شام بديشان داد بعد از هلاك جبابره تا تصرف كردند در آن چنان كه تصرف ملوك در ممالك خود و در اندك وقتى حقتعالى بوعدهء مؤمنان وفا نموده جزاير عرب و ديار كسرى و بلاد روم بديشان ارزانى داشت و اميد هست كه جميع اطراف و انحاى مشارق و مغارب به حكم لِيُظْهِرَه عَلَى الدِّينِ كُلِّه بحوزهء تسخير ملازمان سدهء شرع نبوى و متابعان احكام مصطفوى درآيد * ( وَلَيُمَكِّنَنَّ ) * از تتمهء وعد است يعنى هر آينه متمكن و ثابت سازد و با قوت گرداند * ( قَبْلِهِمْ ) * براى مؤمنان صالح * ( دِينَهُمُ ) * دين ايشان را * ( الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ ) * آن دينى كه پسنديده و برگزيده است براى ايشان يعنى دين اسلام مراد آنست كه دين اسلام را بر همهء اديان غالب گرداند * ( وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ ) * و بدل دهد ايشان را * ( مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ ) * از پس ترس ايشان از اعادى * ( أَمْناً ) * ايمنى از ايشان يعنى تبديل خوف ايشان نمايد با من و نزد بعضى مراد خوفست از عذاب آخرت و امن اهل ايمان از آن و مؤيد اينست قول النبى ( ص ) حاكيا عن اللَّه تعالى انى لا اجمع على عبد و احد بين خوفين و لا بين امنين ان خافنى فى الدنيا آمنته آمنته فى الاخرة و ان امنتى فى الدنيا خوفته فى الاخرة يعنى حق تعالى مىفرمايد كه بتحقيق من جمع نميكنم بر يك بنده دو خوف و دو امن را اگر از من خائف باشد در دنيا او را ايمن گردانم در آخرت و اگر ايمن باشد از من در دنيا تخويف وى كنم در آخرت و قوله * ( يَعْبُدُونَنِي ) * حالست از الذين بجهة تقييد وعد بثبات بر توحيد و منصوب المحل تقديره ( وعدهم اللَّه ذلك فى حال عبادتهم و اخلاصهم ) يعنى وعدهء استخلاف داد خداى اهل ايمان را در حالتى كه ميستند مرا يا